تبليغاتX
مسیحا
 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید                          که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

 فرخنده میلاد حضرت مسیح ( ع ) بر همگی مبارک باد   آغاز سال نو میلادی و کریسمس را به مسیحیان عزیز تبریک میگویم غافلگیر شدم ٬ امان از دست این دختر  زبونم قاصره همگی منو شرمنده کردید  راستش رو بگم با چشمای اشک آلود تایپ میکنم  ٬کی میگه من تنهام ٬ کی گفته من غریبم ٬ من این همه دوست دارم ٬ این همه فرزند دارم  و این بهترین سرمایه منه از اونی که اول شده تا نفر آخر دوستون دارم همه اولید نفر دوم نداریم . انشاا... سایه پدر مادراتون 120 سال بالای سرتون باشه و در صحت و سلامتی 1000 سال تولدتون رو جشن بگیرید

 امروز صبح با صدای زنگ تلفن تبریک از خواب بیدار شدم ٬ شیما قبل از این که بره دانشگاه سری به پایین زد ٬ سلام صبح بخیری گفت و یه چای خورد و گفت دیرم شده ٬ مامان خداحافظ ٬خیلی تعجب کردم شیما هیچوقت تولد من یادش نمیرفت ٬چی شده تا ظهر مرتب به تلفنهای تبریک جواب دادم و تشکر کردم باباشون صبح بهم تبریک گفته بود ( خوبه توی خونه بود که اولین تلفن زنگ زد  حدلااقل یادش افتاد تولد خانمشه ) ناهار پلو و قورمه سبزی دزست کردم که شیما خیلی دوست داره به سر و وضعم سرو سامانی دادم و منتظرش شدم  ٬ساعت ۱ اومد سلام و احوالپرسی کرد بازم چیزی نگفت بهش گفتم امروز چقدر تلفن جواب دادم ٬ اما نپرسید برای چی ؟ ناهار خوردیم  ٬او رفت بالا به چند تا تلفن دیگه هم جواب دادم و از این که شهاب زنگ نزده تعجب کردم ٬ خدایا نکنه یه اتفاقی افتاده و شیما پنهون میکنه ؟ توکل به خدا کردم و تلوزیون تماشا میکردم که خوابم برد ۱ ساعتی شده بود که با صدای چند نفر که پشت در میخندیدند بیدار شدم بعد شیما صدا کرد ممااااااااا مماااااااا ن در رو باز کردم که همه با هم خوندند تولدت مبارک همه رو بغل کردم و بوسیدم خوب دوباره این شیطون بلا منو غافلگیر کرد پرستو با مامانش و مریم ٬ گل و شیرینی و کادو به دست رفتند بالا. شیما از قبل کیک و شکلات و شمع و یه عالمه بادکنک گرفته بوده و همه رو بالا آماده کرده بود ٬ تلفنی هم مرتب با اونا تماس داشته و در جریان بودند. جای شماها خالی تولد گرفتیم٬ عکس و فیلم  گرفتیم و دخترا رقصیدنساعات خوشی داشتیم بلاخره شهاب هم  غروب زنگ زد معلوم شد که دندونش رو کشیده بوده و میخواسته وقتی زنگ بزنه که بتونه صحبت کنه تا من ناراحتش نباشم اول دی با همه خوشیهاش داره تموم میشه روز شاد و خوبی بود٬ از شیما بخاطر همه چیز متشکرم  در این روز بزگ از عیسی مسیح برای همتون آرزوی سلامتی دارم که بزرگترین نعمته ٬ بازم میگم دوستون دارم بتوان بینهایت

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1384ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط فریبا  |