تبليغاتX
مسیحا
 

 انگار همین دیروز بود که خواهرم از اصفهان برای زایمان به یزد آمد ٬ روز ۱۰ اسفند ماه سال ۶۰  روزی که او را به بیمارستان بردند ٬ همون شبی که بچه دنیا آمد ٬ باباش هم از اصفهان رسید. همه خوشحال بودیم و فردا عصر برای دیدن مادر و پسر به بیمارستان رفتیم خواهرم نسبتا حالش خوب بود ٬ فقط ماتم گرفته بود که چطوری باید بچه را بزرگ کنه بچه را که از پشت شیشه اتاق نوزادان نشونمون دادند ٬ بچه ای تپل مپل بانمک دیدم و چیزی که بیشتر از همه جلب توجه میکرد ٬ پشمالو بودنش بود که بعدش به عسل پشمالو معروف شد با آمدن خواهرم به خونه بحث اسم بچه شروع شد خواهرم اول برای پسرش نام یوسف رادر نظر داشت ٬ اما با مخالفت مامانم روبرو شد (مامان عقیده داشتند که چون حضرت یوسف خیلی در زندگی رنج کشیدند نمیخوام او هم رنج ببره ! ) مادر بزرگ بچه اسم بهمن را انتخاب کردن تا نام و یاد پسر از دست رفته شون زنده بشه اما عمه بزرگ بچه مخالفت کردند و گفتند این حق هر پدر و مادری هست که هر نامی را دوست داره به روی فرزندش بگذاره پیشنهاد من هم بنیامین بود ٬ پدر بچه هم که اسم خودش برگرفته از شاهنامه است ٬ همه پیشنهاد هاش شاهنامه ای بود ٬ کاوه ٬ برزو ٬ بردیا و ..... تصمیم گرفته شد که ۱۰ اسم انتخابی که با حرف ب شروع میشه را نوشته و مادر بزرگ بچه یکی را از بین آنها با چشم بسته بردارند بدین ترتیب بهترین اسم انتخاب شد ( بهنام ) خواهرم و بهنام ٬  ۲ ماهی را پیش ما بودند و بعد به اصفهان برگشتند. بهنام کوچولو چند سالی را در اصفهان و دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در تهران گذراند پسرمون بزرگ شده بود و بار دیگر با قبول شدن در دانشگاه سراسری یزد به زادگاهش پیش ما برگشت ٬ که ما اورا تنها گذاشتیم و به همدان آمدیم در حال حاضر هم فوق را در اصفهان میخواند آقا بهنام دوست داشتنی عاشق یکی از نرگسهای شیراز شده (نرگس دانشجوی الکترونیک شیراز هست) این دو جوان برای جاویدان ماندن عشقشون ٬ تصمیم گرفتند امروز به مبارکی و میمنت پیمان ببندند که صمیمانه و صادقانه برای همیشه در کنار هم و برای هم باشند خانواده ما زیباترین تبریکات را همراه با آرزوی خوشبختی و سلامتی با دسته دسته گل نرگس و سبد سبد گل مریم به عروس و داماد هدیه میدهند نرگس جان ٬ بهنام عزیز پیوندتان مبارک ٬ دوستون دارم عشقتان بی پایان

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را می گشاید ( ایوانز )

بهشت همیشه در جایی است که عشق در آن ساکن است ( شکسپیر )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1384ساعت 7:0 قبل از ظهر  توسط فریبا  |